فرامرز قريبيان: رئيس، گوزن هاي اين دوره خواهد بود
قريبيان، بازي خود را در آن سكانس آزمايشي و صحنه كوتاه بيگانه بيا را نپسنديده بود، ترجيح داد براي تحصيل بازيگري به آمريكا برود. در اين فاصله، كيميايي فيلم هاي قيصر 1348، رضا موتوري 1349، داش آكل 1350 و بلوچ 1351 را با بهروز وثوقي ساخته و كارگردان صاحب نامي شده بود و ساختن فيلم ديگري به نام زخمي ها را تدارك مي ديد. مسعود كيميايي نامه اي به قريبيان نوشت تا در صورتي كه تمايل دارد براي بازي در فيلمش به او ملحق شود. قريبيان تحصيلاتش را نيمه تمام رها كرد و به ايران بازگشت. ساختن زخمي ها٬ امكان پذير نشد و كيميايي فيلم خاك را در سال 1352 شروع كرد و فرامرز قريبيان در كنار بهروز وثوقي در آن به ايفاي نقش پرداخت. قريبيان با اين استدلال كه بازيگري استعدادي ذاتي است و بازيگر سرصحنه فيلمبرداري بايستي آن چه كارگردان مي خواهد اجرا كند، در فيلم خاك مسعود كيميايي در سال 1353 و سپس صلات ظهر سعيد مطلبي در سال 1353 چشم انتظار فريدون ژورك در سال 1354، گوزن ها مسعود كيميايي در سال 1354 و غزل مسعود كيميايي در سال 1355 به ايفاي نقش پرداخت.
بازي قريبيان در نقش چريك شهري در فيلم گوزن ها و سپس آموزگاري انقلابي در فيلم هاي جنگ اطهر محمد علي نجفي در سال 1357 و سايه هاي بلند باد بهمن فرمان آرا در سال 1357 موجب شد تا بلافاصله در روزهاي بعد از انقلاب، كه بسياري از بازيگران مطرح سينما ممنوع الكار شده بودند، در مقام بازيگري فعال به كارش ادامه دهد. به اين ترتيب، قريبيان در سال هاي بعد از انقلاب، كماكان، در همان مسيري گام برداشت كه در قبل از انقلاب مي رفت. هم در فيلم هاي نه چندان مطرح مثل بازرس ويژه به کارگردانی منصور تهراني در سال 1362، سمندر به کارگردانی محمود كوشان در سال 1364، گمشده به کارگردانی مهدي صباغ زادهدر سال 1364، مرگ پلنگ به کارگردانی فريبرز صالح در سال 1368، تبعيدي ها به کارگردانی جهانگير جهانگيري در سال 1370، گريز به کارگردانی ناصر مهدي پور در سال 1371، آخرين خون به کارگردانی منوچهر مصيري در سال 1373، مرواريد سياه به کارگردانی حبيب الله بهمني و شفيع آقامحمديان در سال 1373، دشمن به کارگردانی عباس بابويهي در سال 1374 و ارابه مرگ به کارگردانی رضا قهرماني در سال 1375 بازي كرد و هم در تعدادي فيلم مهم٬ قابل تأمل و تحمل تر مثل سفير به کارگردانی فريبرز صالح در سال 1361 و ردپاي گرگ به کارگردانی مسعود كيميايي در سال 1371 به ايفاي نقش پرداخت.
قريبيان با اين استدلال كه گاهي فكر مي كنم بهتر از بعضي از فيلمسازاني كه برايشان بازي كرده ام فيلم ساختن را بلدم، فيلم هاي جدال در تاسوكي در سال 1365، قانون در سال 1374 و چشم هايش در سال 1378 را هم كارگرداني كرد كه از ميان آن ها چشم هايش فيلم خوش ساختي بوده است.
اين بازيگر مطرح سينماي ايران در طول دوران بازيگري اش موفق شده است از جشنواره ششم فيلم فجر جايزه بهترين بازيگر نقش اول مرد را براي بازي در فيلم ترن دريافت كند. اما وي مزد بازي خوبش در فيلم بندر مه آلود را از جشنواره يازدهم فيلم فجر دريافت كرد. فرامرز قريبيان سومين سيمرغ بلورينش را در جشنواره هجدهم فيلم فجر براي بازي در ملودرام مرد باراني بدست آورد.
فرامرز قريبيان نزديك به چهار دهه است كه در عرصه سينما حضوري چشمگير و موثر دارد٬ وي در بيش از 60 فيلم سينمايي به ايفاي نقش پرداخته است. بازي خوب و روانش در فيلم گوزنها نام او را بر سر زبان ها انداخت و دو بازي آخر وي رقص در غبار و شهر زيبا از ماندگارترين نقش آفريني هاي كارنامه هنري او محسوب مي شود.
فيلم روياي خيس به كارگرداني پوران درخشنده با نقش آفريني وي در نوبت اكران قرار دارد٬ همچنين فيلم گزارش مريم ساخته اسماعيل براري با بازي وي بزودي آماده نمايش خواهد شد.
درباره او گفتهاند: او نمايانگر قهرمان زخمى است. قهرمانى تلخ، به بن بست رسيده و درعين حال عاشق كه ديگر در روزگار نامردمى ها جايى ندارد و خود نمى خواهد يا نمى تواند اين را باور كند.
بعد از گذشت چهار دهه فعاليت در عرصه بازيگري اين عرصه را در سينماي ايران چگونه ارزيابي مي كنيد؟
از سال 1350 به طور حرفهاي فعاليت ام را در عرصه سينما آغاز كردم. اين حرفه ما پيش از اين بيشتر بدون برنامهريزي بوده است و به همين دليل برخي از بازيگران ما قبول ميكنند كه همزمان در چند اثر سينمايي به ايفاي نقش بپردازند٬ اما من سعي كرده ام با تمام مشكلاتي اقتصادي و اجتماعي كه بر سر راهم قرار داشته است، به اين شكل كار نكنم. هميشه بازي در يك فيلم را به اتمام مي رساندم و بعد پيشنهاد كار ديگري را قبول كردم به همين دليل بارها 6 ماه تا 8 ماه بيكار شده ام و به دفعات شده است كه پيشنهاد بازي در دو فيلم با هم به من داده شده است و حالا بايد يكي از آن دو را انتخاب كنم.
مشكل ديگري كه در اين عرصه بوده اين است كه در فيلمي قرارداد ميبنديم، قرار است كار شروع بشود و بعد به يك بنبستي برميخورد و متوقف ميشود و باز بايد چند ماه انتظار بكشيم تا كار بعدي آغاز شود.
فعاليت در عرصه كارگرداني را براساس چه معياري و با چه رويكردي آغاز كرديد؟
در عرصه كارگرداني نيز مشكلات بيشتري وجود دارد به خصوص براي افرادي مثل من با روحيه من كه اصلا روحيه اداري نيست و سازگاري با كار اداري را ندارد زيرا ما فيلمسازان بايد دايما با وزارت ارشاد در تماس و ارتباط باشيم و برويم و بياييم تا بتوانيم پروانه ساخت يك فيلم را دريافت كنيم.
اولين فيلم جدال در تاسوكي را به اين دليل ساختم كه به نوعي وارد حيطه كارگرداني بشوم و با همه مشكلات آن زمان اين فيلم ساخته شد. مسؤولان ارشاد آن زمان مخالفت كردند با اينكه من خودم در فيلم بازي كنم. در صورتي كه نقش اصلي فيلم براي خود من نوشته شده بود و آنها معتقد بودند كه بنده نبايد همزمان چند كار را انجام بدهم. گفتم هميشه در فيلمهاي ديگران بازي كردهام و همه آن آثار سينمايي سودآور هم بوده است.به هر حال عدم حضور من در فيلم خودم باعث شد كه اين فيلم زياد سودآور نباشد.
فيلم دوم قانون را هم با اين اميد كه بتوانم كارگرداني و بازي را همزمان انجام دهم، با ژانري پليسي ساختم. در واقع دو فيلم اولي كه ساختم، مورد علاقه ام نبودند.
در فيلم سوم چشم هايش خوشبختانه حق انتخاب داشتم٬ فيلمنامه اين فيلم را آقاي مسعود جعفري جوزاني نوشته بودند و با توجه به فيلمنامه خوبي كه در اختيار داشتم، سعي كردم در حد توان خودم فيلم خوبي ساخته شود و اولين جايزه بينالمللي خودم را براي فيلم چشم هايش را نيز از فستيوال فيلم زيمبابوه دريافت كردم و البته اين فيلم در زمان اكران به خاطر كم لطفي مسؤولان خوب نفروخت.
قصد نداريد چهارمين فيلم خود را بسازيد؟
چرا قصد دارم چهارمين فيلم بلند سينماييام را كليد بزنم. هم اكنون بر روي فيلمنامه اي كار ميكنم و احتمالا پاييز سال جاري اين فيلم را كليد خواهم زد.
اين فيلم ژانري شبيه به فيلم چشم هايش خواهد داشت زيرا من اين فيلم و آدم هايش را خيلي دوست دارم.تلاش خواهم كرد فيلمي كه ميسازم، بتواند علاوه بر ارزش و ساختار خوبي كه خواهد داشت، سودآور هم باشد و در غير اينصورت بايد 8 سال ديگر صبر كنيم.
در اين فيلم بازي هم خواهيد كرد؟
الان ديگر اصرار ندارم در فيلم خودم حتما بازي كنم ولي دوستاني كه با من همراه هستند، تأكيد دارند كه خود من هم بايد حضور داشته باشم و معتقدند اگر اين فيلم با اين قصه را فيلمساز ديگري هم بسازد، نقش اصلي را بايد خود من بازي كنم.
ساخت فيلم چهارم شما براي فتح گيشه ها خواهد بود و يا حضور در جشنواره هاي جهاني؟
دوست دارم فيلمي كه ميسازم، ابتدا مردم خودمان را جذب كند و بعد به فستيوالها راه يابد. خيلي از آثار ايراني مانند فيلم رقص در غبار كه سه جايزه براي من به ارمغان آورد و در فستيوالهاي خارجي هم حضور يافت، در داخل كشور نتوانست مخاطبان زيادي را جذب كند و اين موضوع واقعا تأسفآور است. اميدوارم با بها دادن به فيلم هاي ارزشي و فرهنگي ديدگاه مردم نيز نسبت به اينگونه فيلم ها تغيير كند.
به نظر ميرسد آرامشي در عرصه سينما به وجود آمده است و به همين دليل فيلمسازاني چون واروژ كريم مسيحي و بهرام بيضايي پس از گذشت چند سال مجددا به عرصه فيلمسازي روي آوردهاند...
خيلي به اين وضعيت اميدوارم. وقتي كه اين خبر را شنيدم، بسيار خوشحال شدم. البته من تعجب ميكنم چرا فيلمسازان مطرحي چون بهرام بيضايي نبايد هر يك سال و دو سال يك فيلم بسازند و معتقدم حتي بايد امكاناتي بيشتر و بهتري براي اين دوستان فراهم شود تا در اين عرصه ماندگار شوند.
شما هم از سال 78 تاكنون هيچ فيلمي نساختهايد و اين موضوع ميتواند براي شما هم مهم بوده باشد؟
بله سال 78 فيلم چشم هايش را ساختم و اين فيلم سال 80 اكران شد يعني حتي دو سال اكران اين فيلم به تأخير افتاد. هميشه به فكر ساختن فيلم بوده و هستم و شايد به دليل همان روحيهاي كه دارم شرايط ساخت فيلم را در اين دوره بهتر مي بينم.
در سينماي ايران اغلب مسؤولان ارشاد به فيلمسازاني اجازه كار ميدادند كه آثار قبلي آنها به هر شكل ممكن سودآور بوده باشد و هيچ وقت به سينماي فرهنگي - مردمي و فيلمسازاني چون خسرو سينايي، بهرام بيضايي و غيره كه خيلي براي سينماي ايران ارزشمند هستند پيشنهاد كار داده نمي شد و يا از آنها حمايت لازم نمي شد.
همكاري مجدد شما با مسعود كيميايي پس از گذشت چندين سال ميتواند براي علاقمندان به سينماي ايران جذاب باشد به خصوص اينكه شايعاتي بوده است كه رابطه شما با آقاي كيميايي قطع شده است.
هميشه با آقاي كيميايي دوست بوده و همكاري داشتهام اما در يك دورهاي فيلمهايي كه آقاي كيميايي ميساخت، نقش اصلياش جوان ها بودند. بعد از فيلم تجارت فيلم ضيافت ساخته شد كه بازيگرانش همه جوان بودند و طبيعتا آن نقشها به سن من نمي خورد و فيلمهاي بعدي هم تا به امروز به همين صورت بوده است ولي در فيلم رئيس با مسعود كيميايي مجددا همكاري ميكنم، هيچ اختلافي هم ميان من و آقاي كيميايي وجود نداشته است و فكر ميكنم سن و سال من و مسعود از اين حرف ها و اختلافات گذشته باشد.
من از 9 سالگي با مسعود كيميايي رفيق بودم، هم محل بوديم و خانههايمان بغل هم بوده است. در كوچه با هم بازي ميكرديم و علت اصلي دوري من از مسعودكيميايي همان بحث انتخاب نقشها بوده است. ديگر اينكه من اصولا نقشهاي كوتاه را بازي نميكنم. شايد در فيلمهايي كه آقاي كيميايي ساخته، نقشهايي هم بوده باشد ولي مناسب من نبوده است.
جالب است كه اين فيلم حكايت دو رفيق هم سن و سال خود ما است كه بعد از سال ها مجددا به هم ميرسند و ... به هر حال فيلمنامه اين فيلم خيلي زيبا است و فكر ميكنم فيلم رئيس يك فيلم همچون فيلم گوزنها در اين دوره باشد.
به نظر ميرسد تنها فيلمي كه شما نقش كوتاهي در آن ايفا كرده ايد، فيلم شهر زيبا بوده است؟
دليل حضور كوتاه من در فيلم شهرزيبا اين بوده است كه اين نقش كوتاه است ولي نقش حساس و اصلي بوده است و نميشود يك سكانس از آن را حذف كرد.
با توجه به اينكه در مقام بازيگر و كارگردان در آثار ارزشمند بسياري حضور داشتهايد، همكاري با كارگردان جواني چون اصغر فرهادي را چگونه ديدهايد؟
من هميشه طرفدار جوان ها بودهام و معتقدم سينماي ايران احتياج زيادي به نيروي جوان دارد. البته جوان هاي با استعداد و به همين دليل هم از افرادي كه فيلم اول خود را ميخواهند بسازند، استقبال ميكنم و البته نه هر فيلمسازي كه ميخواهد فيلم بسازد بلكه با شناختي كه از سابقه كاري آن فيلمساز دارم و همچنين فيلمنامهاي كه در اختيارم گذاشته ميشود، انتخاب خواهم كرد.
آقاي فرهادي از آن نوع فيلمسازاني است كه آينده خوبي در انتظارش است و به همين دليل از همكاري با وي خيلي راضي هستم. از اين به بعد هم حاضرم هر نوع همكاري را با اصغر فرهادي داشته باشم.
ارزيابي شما از حضور آثار ايراني در بازارهاي جهاني و بينالمللي چيست؟
معتقدم از جمله كشورهايي هستيم كه توانسته در منطقه و قاره آسيا جايگاه بالايي در عرصه هنر داشته باشد و طبيعتا اگر فيلم خوب ساخته شود، در هر جاي دنيا مخاطب خودش را خواهد داشت و در فستيوالهاي جهاني هم حضور خواهد يافت٬ اما در نهايت سالن نمايش در اختيار آثار ايراني گذاشته نميشود.
محمد سام چه كار ميكند؟
پسرم بعد از بازي در فيلم ترانزيت كه كارگردانش خودم بودم، نشان داد كه خيلي به سينما علاقه دارد و البته با استعداد هم بود. پسرم به عنوان مجري برنامه هم فعاليت كرد ولي چون به حرفه سينما علاقمند بود، خودش تصميم گرفت برود در آمريكا ادامه تحصيل بدهد. 6 سال است كه در آن كشور درس ميخواند و تا چند ماه ديگر در رشته سينما فارغ التحصيل خواهد شد.
آيا نسل جديد سينماي ايران مي تواند چهرههايي ماندگاري نظير عزتالله انتظامي، فرامرز قريبيان و ... را به خود ببيند؟
سينما به جوان ها نياز دارد و انواع و اقسام چهرهها را نيز در خود مي بيند٬ اما در ميان تمام اين جوان ها و چهره ها آنهايي كه با استعداد هستند جاي خودشان را بازي ميكنند و ماندگار خواهند شد.
سينما به رقابت احتياج دارد٬ اما همانطور كه در كشوري ديگر هم شاهد هستيم قد و قواره و چهره خيلي مطرح نيست بلكه نوع نقش آفريني بازيگر مهم خواهد بود. چهرههاي سينمايي در هر دورهاي ماندگار هستند و بعد به فراموش سپرده ميشوند اما ستارههايي مثل آقاي استاد انتظامي هميشه ماندگار هستند.
بعد از 4 دهه فعاليت در عرصه سينما هنوز هم جايگاه بالايي در ميان مخاطبان داريد چگونه به اين مهم دست يافته ايد؟
قبل از پيروزي انقلاب طبيعتا به هيچ وجه نميدانستم كه قرار است انقلابي بشود، اما باز هم تمايل نداشتم در هيچ فيلم مبتذلي بازي كنم و كارنامه بازيگري من هم اين موضوع را ثابت مي كند. به هر حال سالم كار كردن در اين عرصه هم سخت و هم جذاب مي تواند باشد.
اين روزها بحث رسيدن به سينماي ملي و توليد آثار فاخر و ارزشمند مطرح است شما اين روند را در سينماي ايران چگونه ارزيابي ميكنيد؟
اگر واقعا جلوي ساخت فيلمهاي بيارزش گرفته شود، ميتوانيم به آينده سينماي ايران اميدوار باشيم. من معتقديم كه اين اتفاق بايد سال هاي پيش ميافتاد ولي باز هم خوشحالم كه به اين مهم دارد توجه مي شود زيرا در نهايت منجر به ساخت فيلمهاي ارزشي و فرهنگي بيشتري خواهد شد. منبع