پس از دلکش، معروف ترین خواننده ای که به سینمای ایران پیوست پوران بود

پس از دلکش، معروف ترین خواننده ای که به سینمای ایران پیوست، پوران بود، که از اواخر دهه ی سی با بازی در فیلم اول هیکل به کارگردانی سیامک یاسمی در سال ۱۳۳۹ بازیگری در فیلم های ایرانی را آغاز کرد. پوران نیز همچون دلکش استعدادی در بازیگری نداشت، اما در خوانندگی شهره بود و همین برای مباشران سینمای تجاری ایران کافی بود. دلکش تا حدودی قالب مردانه داشت و گاهی نیز همچون فیلم ظالم بلا لباس مردانه به تن می کرد و با صدای بم آواز می خواند، اما پوران بر عکس، ظریف و شکننده بود و سیمای عروسکی داشت و در زمان خود در زمره ی زیبا رویان بود. ادبیات شفاهی و مردمی درباره ی پوران نیز اسطوره سازی می کرد و مطبوعات عامه پسند نیز به این اسطوره سازی دامن می زدند.
از منظر مردم پوران هم دختر تهیدست و بداقبالی بود که در خانواده ای مرفه خدمت می کرد اما او صدای خوشی داشت و ضمن کار برای خود آواز می خواند و دست بر قضا، یکی از آهنگ سازان موفق، صدای پوران را شنید و خوشش آمد و او را برای خوانندگی دعوت کرد. به این ترتیب، بخت با پوران یار شد و پله های شهرت و ترقی برایش هموار گردید و او از هیچ به همه چیز رسید. این سرگذشت سیندرلایی هر چه بیشتر به محبوبیت پوران می افزود و نشان می داد که در جامعه ی مدرن، انسان می تواند خود را از چنبره ی سنت و تنگناهای اقتصادی آزاد کند و خوشبخت شود. علاوه بر این، شکل ظهور پوران در عرصه ی خوانندگی و اتفاقاتی که پیرامونش رخ می داد، در شهرت و محبوبیت او تاثیر تعیین کننده ای داشت. پوران، نخست به نام بانو ناشناس آواز می خواند و کسی نمی دانست که صاحب این صدای دلنشین کیست، آن گاه از پرده بیرون آمد و با عباس شاپوری، آهنگ سازی که کاشف او بود، ازدواج کرد و بانو شاپوری نامیده شد. پس از جدایی از همسرش به نام پوران معروف شد. ازدواج او با روشن زاده که مفسر ورزشی معروفی بود، هر چه بیشتر به شهرت او افزود و اشتیاق سازندگان فیلم های تجاری را برای کار با او افزون کرد. پوران یک عامل تبلیغاتی بسیار موثر بود و تاجر پیشگان سینمای ایران نمی توانستند از آن چشم بپوشند.
نخستین فیلم پوران از بازار پاسخ مثبت گرفت و از آن پس اغلب تهیه کنندگان مشتاق همکاری با او شدند. ستارگان می درخشند به کارگردانی علی زرندی در سال ۱۳۳۹ و عمو نوروز به کارگردانی سیامک یاسمی در سال ۱۳۴۰ فیلم های بعدی او بودند که با اقبال عمومی روبه رو شدند. این فیلم ها نیز مانند فیلم های دلکش نوعی کاباره ی مصور بود و پوران تازه ترین آهنگ های خود را در آن ها اجرا می کرد. مردم برای دیدن پوران به تماشای این فیلم ها می آمدند، اما ضعف فیلم ها و بی استعدادی پوران در اجرای نقش، سبب می شد از اشتیاق مردم کم شود. این مسئله سبب شد که فیلم های بعدی پوران مانند: لاله ی آتشین به کارگردانی علی محزون در سال ۱۳۴۱، گرگ های گرسنه به کارگردانی زنده یاد محمدعلی فردین در سال ۱۳۴۱ و طلای سفید به کارگردانی جمشید شیبانی در سال ۱۳۴۱ یا موفقیت لازم را به دست نیاورند یا با شکست تجاری رو به رو شوند. اما فیلم آقای قرن بیستم به کارگردانی سیامک یاسمی در سال ۱۳۴۳ که سرمشق اولیه ی گنج قارون بود، موفقیت تجاری در پی داشت و موقعیت پوران که نقش اول زن این فیلم را بازی می کرد، بار دیگر تثبیت شد.
با شیوع فیلم های گنج قارونی از نیمه ی دهه ی چهل، پوران در کنار فردین قرار گرفت و در فیلم های حاتم طائی و گدایان تهران به کارگردانی زنده یاد محمدعلی فردین در سال ۱۳۴۵ بازی کرد. این فیلم ها از نظر تجاری کاملا موفق بودند، اما حالا زمانه ی دیگر شده بود و زنان بازیگر جذاب تری به صحنه آمده بودند و دیگر کسی علاقه ای به دیدن او نشان نمی داد، بنابر این پوران به تدریج از عرصه ی بازیگری سینمای ایران کنار گذاشته شد، پس از چند سال وقفه، او در میانه ی عمر در فیلم بیقرار به کارگردانی ایرج قادری در سال ۱۳۵۲ بازی کرد که کوچک ترین امتیازی برای او نداشت و این پایان کار او در سینمای ایران بود. منبع