نصرت الله کریمینصرت كريمي، بازيگر و كارگردان پيشكسوت تئاتر با اشاره به نيم قرن فعاليت خود در حوزه هنرهاي نمايشي، گفت: در تمام اين نيم قرن كه شاهه تحولات هنري بوده‌ام، هنر در كشور ما پيشرفت كرده و جا نزده است. آنچه در اين نيم قرن مرا رنج داده است، تغيير كردن گروه‌هاي تئاتري در هر ده سال است يعني آنها تغيير مي‌كردند و هيچ اطلاعاتي هم نداشتند كه در سال هاي قبل چه اتفاقي افتاده است كه البته اين مورد در تاريخ كشور ما نيست يعني هر نسل، نسل قبل از خود را از بين مي‌برد، كه نهايتا اين از خصوصيات عقب‌ماندگي است. تحولات هر جامعه‌اي گام به گام و به صورت زنجيره است كه اگر اين زنجيره‌ها گسسته شود، ارتباطات تاريخي آنها قطع مي‌شود و با وجود اينكه پژوهشگران در دهه‌هاي مختلف تمام دوره‌هاي قبلي را بررسي مي‌كردند ولي اغلب در اين كار سلايق شخصي خود را دخالت مي‌دهند و يا اين حرف ها را تحريف مي‌كنند.

نسل‌هاي گذشته تجربياتي را به همراه خود دارند كه به مانند مشعلي آنها را حركت مي‌دهند تا تئاتر پيشرفت نداشته يعني اگر نمايشي خوب باشد، مردم ناخودآگاه استفاده مي‌كنند و از اين رو تئاتر هم پيشرفت مي‌كند، اما اگر تئاتر خود كفا نباشد اصلا نمي‌تواند روي پاي خودش بايستد.

اين كارگردان پيشكسوت با اشاره به امكاناتي كه در اختيارتئاتر كشور است، گفت: مشكل ما در گروه‌ها و يا امكانات نيست بلكه اين مسئله مربوط به مديريت است كه از آنها بهره‌بردراي نمي‌كند.

وي همچنين با تأكيد بر فعاليت‌هاي ديگر كشورها در حوزه تئاتر، گفت: يكي از مشكلات اساسي اين است كه هنوز در حوزه تئاتر كشور ما حل نشده است، نبود برنامه‌هاي رپرتوآري است، چون كشورهاي غربي بيشتر از نيم قرن است اين كار را انجام داده‌اند. در واقع رپراتوار باعث مي‌شود هر كسي در هفته، هفت نمايش مختلف را ببيند.

وي با اشاره به ديگر حسن‌هاي اين برنامه گفت: اگر اين برنامه‌هاي رپراتواري اعلام شوند، گروه‌ها هم با جديت بيشتري براي يكسال آينده تمرين مي‌كنند و از اين رو كيفيت كارهايشان را بالا مي‌برند. کریمی با برگشت به دهه بيست و دوره پرتحول تئاتر در آن زمان، گفت: در سال هاي 1320 ناگهان تئاتر گام هاي بزرگي برداشت به طوريكه سال هاي بعد از آن ديگر به اين عظمت نيافتاده.

وي ادامه داد: در آن زمان جمعيت تئاتر در حدود چهارصد تا پانصد نفر بود كه تنها يك پنجم آنها تئاتري بودند ولي باز هم تئاتر رونق داشت به صورتيكه با وجودي كه در اوايل دهه بيست تئاتر ها هر هفته تغيير مي‌كردند ولي افراد دهه بيست هر دو ماه يكبار تغيير مي‌كردند. وي اضافه كرد: تئاتر سعدي كه آن زمان منتصب به حزب توده بود و دولت از آن حمايت نمي‌كرد، باز هم رونق زيادي داشت و براي اينكه به خارجي ‌ها پز دهند، آنها را به تئاتر سعدي مي‌آوردند و علاوه بر آن آدم‌هاي مرفه، پولدار در جاي دولتي مي‌آمدند و تئاتر مي‌ديدند.

كريمي با اشاره به عبدالحسين نوشين كه مبتكر اين طرح بود، افزود: بعد از اختناق سياسي دوره رضاه‌شاه كه آزادي بي بندو باري به وجود آمد و به دنبال آنها كمونيست‌ها حزب توده را به وجود آوردند از نوشين كه به نوعي تمايلات كمونيستي داشت ولي اصلا فرد سياسي نبود براي سخنراني استفاده مي‌كردند چون فن بيان خوبي داشت و همه را مسخ مي‌كرد. كريمي در بيان رمز موفقيت نوشين، گفت: او مجموعه ويژگي هايي داشت كه در كمتر هنرمندي به كمال ديده مي‌شد. قبل از هر چيز نوشين فرد با استعدادي بود در گام بعدي او مدير توانايي بود يعني مي‌دانست كه چگونه گروه نمايشي را به راه بياورد.

در واقع نوشين مجموعه‌اي از علم، آگاهي كامل به هنر تئاتر و ديگر هنرهاي تكميل كننده، منصف بودن در قضاوت را داشت كه مجموعه اين عوامل از او كارگرداني با قدرت بالا مي‌ساخت كه توانايي احاطه بر همه چيز را دارد و تئاتر را در دهه بيست يك گام به جلو مي‌برد. منبع