مجله شماره 147

وحدت، دل تنگ صحنه

نصرت الله وحدت
شوکا صحرایی: نخستین سنگ بنای هنر نمایش تئاتر در اصفهان را زنده یاد ناصر فرهمند، کارگردان و بازیگر توانای اصفهان، پایه گذاری کرد. پیشکسوتانی چون علی اصغرجهانشاه، محمد میرزا رفیعی، دکتر دخانی، ممیزان و همچنین نامدارانی همچون رضا ارحام صدر و نصرت الله وحدت کار هنری خود را با تئاتر آغاز کردند. اولین تئاتر در اصفهان به نام تئاتر المپ (سال ۱۳۲۱) ایجاد شد.
نصرت الله وحدت متولد ۱۳۰۴در اصفهان یکی از پایه گذاران این تئاتر بود. او از ۱۸ سالگی بر روی صحنه تئاتر حرفه ای ظاهر شد و چون روح سرکش و خمیرمایه او به طنز گرایش داشت و شیرینی بیان و کلامش دلها را شاد و مجذوب خویش میکرد به دنیای شیرین کمیک و شادی آفرینی روی آورد. وحدت برای اولین بار با نمایش خلیفه یک روزه در تئاتر المپ به روی صحنه رفت و پس از آن سالها به همراه زنده یاد ارحام صدر در این تئاتر و تئاتر سپاهان فعالیت کرد.

نصرت الله وحدت
یکی از نمایشهای موفق او در آن سالها نمایش جاده زرین سمرقند بود. پس از اجرای موفق این نمایش در سال ۱۳۳۵ بسیاری از مدیران تئاترهای تهران از او دعوت کردند که همراه با هنرمندان مشهور و پر قدرتی چون هوشنگ سارنگ، مجید محسنی، ناصر ملک مطیعی، شهلا ریاحی و دیگران در نمایشنامه جاده زرین سمرقند نقش خود را ایفا کند. وحدت پس از اجرای این نمایش برای همیشه در تهران ماندگار شد و در دهها نمایشنامه از آثار مولیر و نمایشنامههای معروفی چون شاهزاده تاتیانا، زورق بیصاحب، مرحوم آقا، و خسیس در تئاتر فردوسی تهران و تئاتر نصر به ایفای نقش پرداخت. اغلب این نمایشها بیش از ده ماه روی صحنه میماند.

نصرت الله وحدت
در همین زمان بود که تهیه کنندگان فیلم از او دعوت کردند و بدین ترتیب وحدت به سینما راه یافت. او میگوید: از زمانی که به عرصه سینما راه یافتم روزها روی صحنه فیلمبرداری بودم و شبها ساعت ۶ به تئاتر میرفتم و تا ساعت ۸ تمرین میکردم که ساعت ۸ موقع اجرای عمومی بود و به دلیل علاقه زیاد به تئاتر مدتها هردو (تئاتر و سینما) را در کنار هم ادامه دادم.
وحدت علاوه بر بازیگری در عرصه کارگردانی نیز موفق بود و به گفته خودش علاوه بر بازی در بسیاری از فیلمها، کارگردانی و یا حتی تهیه سناریو بسیاری را به عهده داشت و تقریبا سالی یک فیلم تهیه میکرد. او میافزاید: اولین فیلمی که در آن بازی کردم، یک فیلم ۱۶میلیمتری بود به نام پنجمین ازدواج. این فیلم را خودم کارگردانی کرده بودم که اتفاقا نقطه عطفی بود در شناساندن من در عالم سینما.

فیلم یک اصفهانی در سرزمین هیتلر 1356 آلمان – نصرت الله وحدت، ژاله کریمی، منوچهر اخضرپور و اصغر سمسار زاده
وحدت در بیش از ۴۳ اثر تا به حال به شکلی حضور داشته است. اما او فیلم عروس فرنگی ساخته سال ۱۳۴۳را بسیار با اهمیت میداند زیرا به گفته او این اولین فیلم ایرانی بود که در جشنواره آسیایی موفق به دریافت جایزه دلفین طلایی شده بود. او میگوید: این تندیس را چندین سال قبل به موزه سینما اهدا کردم. وحدت در ارتباط با فعالیتهای هنری خود طی سی سال اخیر میگوید: متاسفانه بعد از انقلاب ۵۷ فعالیت هنری چندانی نداشتم. تنها فعالیتم محدود به اجرای دو، سه نمایش خارج از ایران میشود و تقریبا در طول این سالها خانهنشین شده ام و مشغول نوشتن خاطرات خود هستم. البته دلم برای قرار گرفتن روی صحنه بسیار تنگ شده است.

فریدون فرخزاد مردی كه از نو او را باید شناخت
مرگ آن نیست كه در گور سیاه دفن شوم
مرگ آن است كه از قلب تو و خاطر تو محو شوم
فیلم دل های بی آرام

صحنه ای از فیلم دلهای بی آرام - فريدون فرخزاد و سحر - نوشهر 1349
م.صدر - قسمت هفتم: فریدون فرخزاد همیشه عاشق ایفای نقش در یك فیلم سینمایی با ژانر عشقی بود و به سینما با دید صحنه ای برتر از تلویزیون نگاه می كرد كه مخاطبین خاص خودش را دارد. او می دانست تماشاگران سینما طیف متفاوتی از تماشاگران تلویزیون را تشكیل می دهند و شاید نقطه اشتراك آنها با توجه به تعداد اندك خانه هایی كه تلویزیون در آنها وجود دارد (در آن زمان) بسیار اندك باشد و الزاماً موفقیت در یكی از آنها نمی تواند ضمانتی برای موفقیت در دیگری باشد.
او از اولین روز هایی كه میخك نقره ای اش با استقبال عمومی مردم و رسانه ها و دوائر ذیربط دولتی رو به رو شد به این فكر افتاد كه به سینما وارد شود و در این زمینه هم بخت خود را بیازماید، ولی متاسفانه نه زمان و نه عوامل فیلم را درست انتخاب نكرد زیرا تجربه آن را نداشت و فقط با اتكاء به شهرت خود قدم در این راه پر پیچ و خم، گران قیمت و پر دردسر گذاشت كه علی رغم كوشش های بسیار آقای اسماعیل ریاحی كارگردان آن، دلهای بی آرام نتوانست به موفقیتی دست یابد.
فریدون به هنگام آغاز ساخت دل های بی آرام یعنی زمستان 1349 نه خودش و نه هیچ كس دیگری فكر نمی كرد كه این تجربه به شكستی بزرگ منتهی شود، بلكه همه فكر می كردیم این آغاز موفقیت آمیزی برای فیلم های بعدی او می باشد. البته باید اذعان داشت كه او خودش در این شكست هیچ نقشی نداشت و اگر فیلم با تبلیغات زیادی كه برایش شد، هزینه خودش را به سختی در آورد باز هم مرهون وجود او در آن فیلم بود و در غیر این صورت دل های بی آرام با شكستی به مراتب سنگین تر رو به رو می شد. عوامل شكست دلهای بی آرام را می توان چنین بر شمرد:
1- سینما برو های فیلمفارسی آن زمان عمدتاً آقایان بودند كه بنا بدلایلی كه در شماره های قبل به آنها اشاره شد نه تنها علاقه ای به فریدون فرخزاد نداشتند بلكه حس رقابت، عداوت، بد بینی، حسادت و ... نیز نسبت به او داشتند و لذا اگر سی ریال هم دستی به آنها داده می شد باز هم به دیدن آن فیلم نمی رفتند.
2- طبق قراردادی كه با شركت یلدیز فیلم تركیه بسته شده بود و عكس رنگی كه آنها ارسال نموده بودند قرار بر این بود كه خانمی به نام امل ساین (در آن زمان هنوز امل ساین به ایران نیامده بود و هیچ آشنایی بین فریدون و او وجود نداشت) كه هم از نظر زیبایی و هم قد و قواره و هم تطبیق تیپیك بودن نقش سینمایی مقابل فریدون به عنوان نقش اول زن فیلم و فتوژنیك بودن داشت به طهران آمده در این فیلم نقش آفرینی كند، زیرا قرار بود این فیلم به طور همزمان در ایران و تركیه اكران شود. ولی وقتی به مهرآباد رفتیم با كمال تعجب دیدیم كه به جای امل ساین خانمی به نام سحر كه از نظر ظاهر هیچ سنخیتی با فریدون نداشت زیرا هم كوتاه بود و هم صورت سردی داشت و هم اصولاً هنرپیشه نبود و این می رفت تا به اصطلاح اولین كارسینمایی او شود و از طرفی بقول سینمایی ها "نمی توانست حس بگیرد" را فرستاده بودند! تلفن هایی به عنوان اعتراض به "یلدیز فیلم" شد ولی از آنجایی كه مبلغ قرارداد قبلاً برای آنها ارسال شده بود ترك ها زیر بار نرفتند و گفتند این خانم همان كسی است كه عكسش را قبلاً فرستاده ایم و فقط موهایش را رنگ كرده! ما كه دیدیم اعتراض فایده ای ندارد و وقت دارد از دست می رود و به زودی همین سحر هم باید به تركیه برگردد. لذا با دو دلی فیلم برداری شروع شد. شروعی كه تقریباً از ابتدا شكستش رقم خورده بود. ولی سحر به هر ترتیبی كه بود و با قولی كه مبنی بر اعمال حداكثر تلاشش برای موفقیت فیلم داد بالاخره همه را راضی كرد تا نقش اول زن این فیلم به او داده شود! ولی در عمل همه دیدیم كه این كار از او بر نمی آید. یا به عبارتی تحت هیچ شرایطی نمی توانست سردی و یخ بودن چهره اش را بالاخص در سكانس های عشقی و احساسی فیلم زایل نماید.

صحنه ای از فیلم دلهای بي آرام - فريدون فرخزاد و سحر - طهران 1349
3- داستان فیلم متناسب با ذوق و سلیقه سینما برو های آن دوران نبود. زیرا تلفیقی از هیجان و س ك س و كتك كاری و سپس آرمیدن در كنار زیبا رویی كه همه كوشش ها برای ربودن دل او بوده دیده نمی شد.
4- فیلم اصولاً فاقد صحنه های رقص كاباره ای و س ك س ی و "بی پروا" و از این قبیل كه باعث فروش گیشه می شدند بود.
5- اكران فیلم دقیقاً مصادف شد با نمایش فیلم "ایوالله" مرحوم نعمت الله آغاسی كه در تاریخ 24/06/1350 اكران شد. دل های بی آرام در تاریخ 25/06/ 1350 به نمایش در آمد.
6- فیلم ایوالله را هنرمندی هنرپیشگان نامداری مثل خانم لی لی و خانم سیمین غفاری پوشش می دادكه هر كدام از این دو با توجه به زیبایی و مختصات خاصی كه داشتند (ودارند) به تنهایی می توانست باعث فروش هر فیلمی شود، در صورتی كه دل های بی آرام را سحر از تركیه بازی می كرد كه نه تنها كسی او را نمی شناخت بلكه از خصوصیات استثنایی خانم های لی لی و سیمین غفاری هم در او اثری دیده نمی شد!
7- تمامی شانزده سینمای نمایش دهند دل های بی آرام در نزدیكی سینماهایی قرار داشتند كه مشغول اكران فیلم ایوالله بودند. مثلاً سینما كاپری در ضلع شمال شرقی مدان 24 اسفند (انقلاب فعلی) دل های بی آرام را نمایش می داد و سینما انیورسال در ضلع جنوب غربی همان میدان فیلم ایوالله را.
8- نقش فریدون در دل های بی آرام تناسبی با كاراكتر و جذابیت ذاتی او نداشت. فریدون نقش مهندس معدنی را بازی می كرد (فرهاد) كه به فاصله یك ساعت پس از ورودش از آلمان به طهران عاشق نامزد برادرش نادر (ایرج قادری) می شود! آن هم زنی كه هیچگونه فاكتورهای عشق و عاشقی در او دیده نمی شد.
9- فیلم مملو بود از صحنه های خشن و تكراری حفاری و خاكبرداری از معدن سنگ آهن و ماشین آلات مربوطه كه با یك داستان عشقی كه پایه فیلم بر مبنای آن استوار بود هیچگونه همخوانی نداشت.
10- در لابراتوار برای چاپ فیلم از فیلتر زرد رنگی استفاده شد كه باعث كاهش جذابیت آن شد و به اصطلاح دیگر نقره ای نبود.
11- سحر آن قدر سیگار می كشید كه هر بار و برای هر سكانس باید همه منتظر تمام شدن سیگار كشیدن او می شدیم. این سیگار كشیدن او باعث شد بسیاری از صحنه هایی كه احتیاج به تحرك و دویدن داشت از فیلم حذف شوند. مثلاً در صحنه كنار دریا او باید سی قدم در كنار فریدون می دوید و ترانه باغ ستاره از فریدون هم روی آن سوار می شد كه نتوانست و این صحنه چهار بار گرفته شد ولی هر بار بعد از چند قدم سحر می ایستاد و شروع به نفس زدن و سرفه می كرد. نهایتاً هم در مونتاژ فیلم از همین چند قدم استفاده شد (كه البته در فیلم باز هم از فریدون جا می ماند) و مجبور شدند آنرا با حركت آرام نمایش دهند تا طولانی تر به نظر آید و لذا ترانه هم به ناچار حذف شد.
12- فیلم دارای هیچگونه پرسناژ كمدی نبود كه از اركان اصلی جذابیت همه فیلم فارسی های آن زمان بود.
به هر جهت روز دوم اكران بود كه همه متوجه شكست سنگین فیلم شدیم و فیلمی كه قرار بود حداقل دو هفته روی پرده شانزده سینما در طهران و سی سینما در شهرستان ها باشد و یك نسخه كامل آن هم به تركیه برود می رفت تا علاوه بر شكست مادی باعث از بین رفتن اعتبار نام فرخزاد نامی كه توسط پوران و فروغ فرخزاد تا به اینجا رسیده بود شود و بر كار تلویزیونی او هم اثر منفی بگذارد. ناگفته نماند كه هم در تیتراژ فیلم و هم در تبلیغات مطبوعاتی و رادیو تلویزیونی و "به زودی در این سینما" و آنونس فیلم و دیوار كوب های فیلم نام فریدون فرخزاد قبل از ایرج قادری و بسیار بزرگتر از آن قرار گرفت و این به خاطر شهرت بسیار فریدون در آنزمان بود.

ديوار كوب اصلی فيلم دلهای بی آرام
فریدون همه تلاش خودش را برای جلو گیری از شكست قطعی فیلم كرد. من جمله همان شب یك آگهی به روزنامه كیهان دادیم كه فریدون فرخزاد در ساعت فلان و در سینما فلان به مدعوین خوش آمد خواهد گفت و به دنبال آن هر روز صبح در یك سینما و عصر به سینمایی دیگر می رفت و بدون احساس كسر شأن در ورودی درب سینما بلیط تماشاگران را پاره می كرد و قبل از شروع فیلم برای دوستدارانش كه بیشتر برای دیدن او آمده بودند تا تماشای فیلم عكس امضا می كرد یا با آنان عكس یادگاری می گرفت و نامه های آنها را قبول می كرد و به من می داد تا بعد سر فرصت به آنها جواب دهد. این كار او كه طبق معمول برای اولین بار در ایران اتفاق می افتاد باعث شد از روز سوم تعداد زیادی تماشاگر كه اكثراً خانم ها بودند برای دیدن خود او و نه دل های بی آرام به سینما بیایند. حتی بعضی از آنها به جای یك بلیط ده یا بیست بلیط می خریدند و یكی یكی برای پاره كردن به فریدون می دادند. اما مشكل این بود كه او در آن واحد نمی توانست در شانزده سینما حضور داشته باشد و فقط سالن سینمایی كه او در آن بود پر می شد. ولی تمام اینها فقط توانست هزینه های فیلم و تبلیغات سنگین آن را جبران كند و نه چیزی بیشتر و همه عوامل فیلم مخصوصاً آقای ناتائیل زبولانی تهیه كننده فیلم به خاطر همین از فریدون سپاسگزار بودند.
فریدون فرخزاد در این فیلم سه ترانه می خواند كه اولی بسیار شاد به نام باغ ستاره و دومی بسیار غمگین همراه با اشك واقعی فریدون در كنار ساحل به نام ساحل غم و سومی دو صدایی با صدای جادویی و بهشتی سركار خانم عهدیه است. این شكست باعث شد كه فریدون تا پایان عمر فقط یك بار دیگر پا به عرصه سینما بگذارد و آن در سال 1366 بود كه در فیلم "عشق من وین" كه مضمون مذهبی – سیاسی داشت و در آلمان فیلمبرداری می شد بازی كند. تا قسمت هشتم همه شما عزیزان را به یزدان پاك كه تا ابد نگهبان ایران و ایرانی خواهد بود می سپارم.

شهره آغداشلو به پروژهی سینمایی كارخانهی كبریتسازی پیوست

شهره آغداشلو
شهره آغداشلو و مارسیا گی هاردن به پروژهی سینمایی بازی در كارخانه كبریتسازی ممنوع پیوستند. این فیلم یك اثر رومانس در دوران معاصر خواهد بود كه طبق برنامهریزیهای به عمل آمده در نیویورك و فلسطین اشغالی مقابل دوربین خواهد رفت. فیلمنامهی كارخانه كبریتسازی توسط (الیزابت فین) و دیوید آبراموویچ به نگارش درآمده و شری هورمن كارگردانی آنرا برعهده خواهد داشت.
دویس كیرچ تهیه و تولید این پروژه را برعهده دارد و شركت فیلمسازی میدل است پولتیك توزیع آنرا برعهده خواهد داشت. شهره آغداشلو كه برای بازی در فیلم خانهای از شن و مه در سال 2003 میلادی، نامزد دریافت جایزهی اسكار شده بود، در آثاری چون گزارش به کارگردانی عباس كیارستمی و سوته دلان به کارگردانی علی حاتمی نیز نقشآفرینی كرده است. منبع

بدون اجازه وثوقی هرگز در فیلم بازسازی قیصر بازی نمیکنم

بهروز وثوقی و بهرام رادان
محمد تاجیک: بهرام رادان بازیگر مشهور سینمای ایران به تازگی گفته است تنها با اجازه بهروز وثوقی در بازسازی قیصر شرکت خواهد کرد و بدون اجازه وثوقی هر گز دراین بازسازی حضور نخواهد یافت. رادان این سخنان را بخشایی از مصاحبه مفصل خود با نشریه ایران دخت عنوان کرده است. علی معلم منتقد و تهیه کننده شناخته شده ایرانی و مدیر مسئول ماهنامه دنیای تصویر پیش از این در گفت و گویی از تمایل خود نسبت به بازسازی فیلم قیصر مسعود کیمیایی خبر داده بود. کارگردان این فیلم قرار است بهروز افخمی باشد. علی معلم عنوان کرده که بهرام رادان گزینه مورد نظر او و بهروز افخمی برای بازی کردن در نقش قیصر است. اما آقای رادان گفته است: انتخاب من به عنوان بازیگر نقش قیصر انتخاب بهروز افخمی و علی معلم است. باید بگذاریم زمان بگذرد و ببینیم که آیا این فیلم ساخته خواهد شد یا نه یا یک خبررسانی صرف است.
وی در ادامه گفته: تازه آن زمان باید فکر کنم چطور آن را باید بازی کنم که قیصری که این همه سال درذهن مخاطب بوده خراب نشود. فکر می کنم باید قیصر جدیدی به وجود آید که به نوعی ادای دین باشد. ولی من اولین کاری که انجام می دهم گرفتن دست خط از بهروز وثوقی است وبدون اجازه او در این فیلم بازی نمی کنم.
عاشقان قیصر و واکنش به بازسازی آن
چند سال پیش نیز خبر بازسازی قیصر منتشر شد و وقتی خبر ساخت این فیلم اعلام شد، سیل جمعیت و آدمها به دفتر علی معلم مراجعه کرده و همه آنها که ازدوستداران سابق قیصر بودند درواقع میخواستند كاری برای آن انجام دهند. علی معلم نیز درباره بازسازی قیصر گفته: من به همراه بهروز افخمی قصد داشتیم، قیصر را كه قابلیت بازسازی دارد را بسازیم و كار را تا جایی هم بیش بردیم كه متاسفانه آقای كیمیایی در حالی كه ابتدا موافقت كرده بودند، احساس ناشكیبایی كردند و ما نمیخواستیم مولف و صاحب حقوق معنوی فیلم ناراضی باشد.
به گفته معلم قرار بود نقش قیصر را بهرام رادان بازی كند و صحبتهایی با پرویز پرستویی برای نقش منصور آب منگل و آتیلا پسیانی برای خاندایی كرده بودیم و به بازیگران دیگری هم كه فكر كرده بودیم كه در نهایت گروه خوبی شده بود. این اولین فیلم ایرانی است كه رسما بازسازی میشود و این برای تاریخ سینمای ایران مهم است.
چرا خود قیصررا نشان نمی دهند؟
این در حالی است که مسعود کیمیایی چندی پیش در شیراز و در واکنش به بازسازی قیصر گفته بود: بحثهایی درباره بازسازی مجدد فیلم قیصر نیز شده است، که من نیز مخالفتی ندارم به شرط آنکه قیصر همانند نسخه قدیمیاش سیاه وسفید و عکس به عکس ساخته شود. او در عین حال گفته است: اگر قرار است این فیلم نسخه کپی همان اثر قبلی باشد، چرا خود فیلم از توقیف خارج نشود و به نمایش در نیاید! اما علی معلم در سخنان دیگری به نوعی جواب کیمیایی را داده و گفته است: قیصر فیلمی است كه با آن شرایط قابلیت نمایش ندارد و رویكرد دوباره به آن داستان میتواند، تماشاگران فیلم اول را هم تقویت كند.

شجريان در ميان انتخاب 50 صدای برتر جهان

استاد محمدرضا شجریان
رادیوی عمومی ملی National Public Radio مشهور به (NPR) یك نظرسنجی مردمی را برای انتخاب ٥٠ صدای برتر جهان برگزار كرده است كه در میان اسامی نامزدان این عنوان جهانی نام محمدرضا شجریان دیده میشود.
طبق گفته NPR نتایج این نظرسنجی عمومی در ژانویهی سال ٢٠١٠ (دیماه سال جاری) در یك ماه آینده اعلام میشود. در اوایل ماه اکتبر، NPR از کاربران خود خواست تا نام خوانندگان محبوب خود را برای تشکیل فهرست اولیهی بهترین خوانندگان دنیا به این سایت ارسال كنند که بیش از ٣٥٠٠ ایمیل، ١٢٠٠ پست فیسبوک و صدها برچسب توییتر در همین ارتباط فرستاده شد و فهرست نهایی خوانندگان برتر از میان نظرات مردم شکل گرفت.
رادیو NPR این نظرسنجی را با هدف كشف صداهای برتر جهان در گذر زمان انجام داده است. كاربران پس از مراجعه به لینك زیر باید به ٥ خوانندهای كه معتقدند باید صدای آنها در این لیست ٥٠ نفره باشد، رأی دهند:http://www.npr.org/templates/story/story.php?storyId=114013402.

ماهنامه موسیقی فرهنگ و آهنگ با درج پرونده ای درباره زندگی و آثار
فرهاد مهراد منتشر شد

زنده یاد فرهاد مهراد روی جلد مجله فرهنگ و آهنگ
بیست و هفتمین شماره ماهنامه موسیقی فرهنگ و آهنگ با درج پرونده ای درباره زندگی و آثار فرهاد مهراد منتشر شد. در جدیدترین شماره این مجله، زندگی و آثار فرهاد مهراد تحت عناوین مختلف خوانشی دیگر از زندگی فرهاد مهراد، خاطره نگاری دهه پایانی زندگی فرهاد مهراد و جستجوی فرهاد در نسل امروز بررسی شده است.
در بخشی از بررسی زندگی و آثار فرهاد مهراد گفتگویی با فردین خلعتبری به عنوان آهنگساز و موسیقی شناس آثار فرهاد انجام شده است؛این آهنگساز معتقد است که فرهاد نوستالژی نسل روشنفکری است. بخش دیگری از این ماهنامه به بررسی آلبوم های تازه منتشر شده اختصاص دارد، آلبوم دوواله علی اکبر مرادی، آلبوم ابرهای سیاه و پرتوهای نقره ای از گروه دریم تیاتر از جمله مطالب این بخش است. در بخش چهره ها زندگی و آثار مرسده سوسا خواننده آرژانتینی که به تازگی از دنیا رفته، منتشر شده در این قسمت نقش و جایگاه اجتماعی سوسا با سیاست و جنبش های اجتماعی به وسیله آواز او مورد بررسی قرار گرفته است. بخش پایانی این ماهنامه به مبانی اجرا در موسیقی دستگاهی با عنوان میراثی آهنین برای جهانیان اختصاص دارد. منبع

آبان؛ ماهی كه اهالی فرهنگ را داغدار كرد

هنرمندان درگذشته در آبان سال 1388
مسعود رسام، امیر قویدل، محسن آراسته، جمشید لایق، عباس شباویز، شبنم سلیمی و نیكو خردمند همه رفتگانی هستند كه با درگذشت خود ماه تلخی را برای جامعه فرهنگی و هنری كشور رقم زدند.
مسعود رسام: سیاهی آبان در روز 10 آبان و با مرگ «مسعود رسام» هنرمند برجسته سینما و تلویزیون ایران آغاز شد و رسام پس از سالها مبارزه با بیماری سرطان سرانجام در صبح روز یكشنبه 10 آبان ماه دار فانی را وداع گفت. رسام كه سالها با ساخت سریالهای دیدنی همراه با بیژن بیرنگ زوج هنری خود لحظات خوشی را برای ما رقم زده بود تنها 52 سال داشت كه سرطان خون فرصت زندگی بیشتر را از او گرفت.
امیر قویدل: روز یكشنبه 17 آبان بود كه جامعه سینمایی و هنری كشور یك بار دیگر در ماتم از دست رفتن هنرمند بزرگ فرو رفت. امیر قویدل هنرمند بزرگ سینما و تلویزیون ایران با یك دنیا آرزو و درحالیكه آخرین ساختهاش بارهستی هنوز به نمایش در نیامدهاست به دلیل نارسایی كبد از دنیا رفت. خالق آثار ماندگاری همچون رخساره، بندر مه آلود، ترن، سردار جنگل، میرزا كوچك خان، برنج خونین و خونبارش در 62 سالگی دار فانی را وداع گفت.
محسن آراسته: محسن آراسته بازیگر قدیمی سینمای ایران كه در 118 فیلم سینمایی به ایفای نقش پرداخت نیز همانند امیر قویدل صبح روز یكشنبه 17 آبان به علت كهولت سن دارفانی را وداع گفت. محسن آراسته از بازیگران پیشكسوت سینمای ایران بود كه تا سال 1379 بیش از 118 فیلم سینمایی بازی كرد.از فیلمهای این بازیگر میتوان به انتظار، صدای سخن عشق، یحیی، جستجو در جزیره و... اشاره كرد.
جمشید لایق: جمشید لایق بازیگر پیشكسوت سینما، تلویزیون و تئاتر، روز پنجشنبه 21 آبان در سن 78 سالگی و پس از تحمل یك دوره طولانی مدت بیماری پس از یكماه اقامت در بیمارستان قلب تهران دار فانی را وداع گفت. بازی در مجموعههای تلویزیونی هزاردستان، سلطان و شبان، سربداران، بوعلیسینا، روزی روزگاری، فروشگاه و مرگ در پاییز، همچنین ایفای نقش در فیلمهایی چون خواستگار، رگبار، شهر قصه، دایره مینا، كلاغ، كفشهای میرزانوروز، شاید وقتی دیگر، خارج از محدوده، بازی تمام شد، مسافران، تهران روزگاری نو، سگكشی و ... كارنامه هنری مرحوم جمشید لایق را تشكیل میدهد.
عباس شباویز: عباس شباویز تهیهكننده قدیمی سینما صبح روز جمعه 22 آبان ماه در منزل خود و در 80 سالگی درگذشت. شباویز كه مدتها از سرطان رنج میبرد، اردیبهشت امسال به دلیل سكته مغزی در بیمارستان كسری بستری شده بود. او سال گذشته در جشن كانون كارگردانان سینمای ایران به عنوان تهیه كنندهای مؤثر مورد تقدیر قرار گرفته بود.
عباس شباویز متولد 1308 تهران است. وی فعالیت هنری را با بازی در تئاتر آغاز كرد. او سینمای حرفه ای را سال 1336 با فیلم مردی كه رنج می برد ساخته محمدعلی جعفری به عنوان مدیر تهیه تجربه كرد. از دیگر فعالیت های جنبی شباویز تأسیس استودیو آریانا فیلم را میتوان نام برد كه ماحصل آن ساخت فیلمهای ارزشمندی نظیر قیصر (مسعود كیمیایی) و خداحافظ رفیق (امیر نادری) بوده است.
شبنم سلیمی: شبنم سلیمی چهر پرداز فیلمهای همچون ،حكم ،رئیس، حریم، یك شنبه 24 آبان ماه به دلیل ابتلا به بیماری آنفولانزا درگذشت. شبنم سلیمی علاوه بر فعالیت در سینما در یك مجموعه تلویزیونی به كارگردانی محمدحسین لطیفی همكاری داشته است و مدتها به عنوان دستیار با چهرپردازان حرفهای سینمای ایران همچون عاطفه رضوی همكاری داشته است.
نیكو خردمند: نیكو خردمند بازیگر و گوینده قدیمی عرصه سینما و تلویزیون صبح روز سهشنبه 26 آبان در سن 77 سالگی و پس از تحمل یك دوره بیماری سخت قلبی دار فانی را وداع گفت. نیكوخردمند پاییز سال گذشته چندین بار در بیمارستان بستری شده بود و در ماههای گذشته نیز بیماریاش شدت یافته بود.خردمند در طی هفتههای اخیر به دلیل بیماری قلبی و عروقی و ضعف جسمانی تحت مراقبت قرار گرفت و در بیمارستان ابن سینا بستری شده بود. این بازیگر متولد 1311 در تهران بود و دو سیمرغ بلورین را برای بازی در فیلمهای پرده آخر و بازیچه دریافت كرده بود. نیكو خردمند دارای مدرك تحصیلی دیپلم و فارغ التحصیل كارگردانی در رویال تاتر سلطنتی است. فعالیتهای او از سال 1337 با گویندگی در رادیو شروع شد.
وی گویندگی فیلم را در سال 1339 آغاز كرد و گوینده نقشهای كلودیا كاردیناله، آوا گاردنر، الیزابت تیلور و ... بوده است. پرده آخر (واروژ كریم مسیحی)، خانه خلوت (مهدی صباغزاده)، مسافران (بهرام بیضایی، بازیچه (تورج منصوری)، غزال (مجتبی راعی)، كاغذ بیخط (ناصر تقوایی) و كافه ستاره (سامان مقدم) از فیلمهای وی به شمار میروند. پرونده هاوانا (علیرضا رئیسیان) از این بازیگر اكران عمومی نشده است.

گزارش تصویری اختصاصی قدیمی ها از تشییع پیکر نیکو خردمند

مراسم تشییع پیکر نیکو خردمند

پیکر نیکو خردمند روی دست مردم

منوچهر اسماعیلی در مراسم تشییع پیکر نیکو خردمند

ملکه زنجبر و گیتی معینی در مراسم تشییع پیکر نیکو خردمند

داوود رشیدی، اصغر بیچاره و عزت الله رمضانی در مراسم تشییع پیکر نیکو خردمند

پوری بنایی در مراسم تشییع پیکر نیکو خردمند

ناصر ممدوح در مراسم تشییع پیکر نیکو خردمند

داریوش اسد زاده در مراسم تشییع پیکر نیکو خردمند

سیامک اطلسی در مراسم تشییع پیکر نیکو خردمند

عزت الله رمضانی در مراسم تشییع پیکر نیکو خردمند

هنرمندان در مراسم تشییع پیکر نیکو خردمند

هنرمندان در مراسم تشییع پیکر نیکو خردمند

هنرمندان در مراسم تشییع پیکر نیکو خردمند

هنرمندان در مراسم تشییع پیکر نیکو خردمند

سخنرانی داود رشیدی در مراسم تشییع پیکر نیکو خردمند
عکس ها: مجتبی نظری