مجله شماره 91

دانستنی هایی درباره معین
معین در سال ۱۳۳۰ در شهرستان نجف آباد واقع در استان اصفهان در خانواده ای کاملا مذهبی و از نظر مالی در سطح متوسط و پر جمعیت به دنیا آمد. او در دوران نوجوانی و جوانی قرآن را با صوت و اشعار و غزلیات شعرای بزرگ را با لحنی زیبا می خواند. وی در سن ۱۸ سالگی با یادگیری ساز تار با نتها و گوشه های موسیقی و آوازی آشنا شد. او در همان دوران با دوستان خود در مجالس شادمانی برنامه های بسیاری در شهر خود و دیگر شهرهای استان اصفهان اجرا می کرد.
زندگی حرفه ای
معین در سن ۲۰ سالگی در اصفهان به خاطر استعداد و صدای زیبای خود توانست با اساتیدی همچون تاج اصفهانی و حسن کسائی آشنا شود و در کلاس های آواز و موسیقی ایشان شرکت کند. معین در سال های پیش از انقلاب در ایران (از سال ۵۵ تا ۵۸) به طور مداوم هر شب در هتل عباسی و هزار و یک شب اصفهان برنامه اجرا می کرد. او به خاطر همین کار توانست با افراد بیشتری در زمینه موسیقی و آواز آشنا شود. بعد از انقلاب اسلامی معین فعالیت های خود را تا قبل از انقلاب فرهنگی ادامه داد و در سال ۵۹ توانست اولین کاست خود را با نام یکی را دوست می دارم را منتشر کند و صدای خود را به تمام ایرانیان در سراسر ایران و دنیا برساند. وی در سال ۱۳۶۰ ایران را ترک کرد و در ایالات متحده آمریکا با کمک دوستانی همچون هایده توانست کار خود را شروع کند و تا به امروز ادامه دهد.
شایعات
اولین و باور انگیزترین شایعه در مورد معین اینست که می گویند معین نابینا می باشد. در صورتی که معین از هر دو چشم بینا است و فقط یکی چشمان او به خاطر صدمه دیدن عصب پلک او در زمان نوجوانی کم سو شده و به خاطر غیر متعادل بودن پلک (ناتوانی باز نگه داشتن او در زمان طولانی) چشمش از عینک آفتابی طبی استفاده می کند.
دومین شایعه که بیشتر از روی اشتباه است نام معین می باشد که او را به اسم رضا می شناسند و گروهی اسمش را معین می دانند در صورتی که نام وی نصرالله می باشد. رضا شاعر بیشتر آهنگ های معین قبل از خروج وی از ایران بوده و بخاطر اینکه در کاست هایی که منتشر شد نام این دو را در کنار هم به این صورت رضا معین چاپ کرده بودند. بیشتر دوستداران وی به اشتباه او را رضا معین خواندند و یا بعضی ها اسم او را معین تصور کردند.
شایعات بسیار دیگری هم هست همانند اینکه امید برادر معین می باشد، در صورتی که معین هیچ نسبتی با امید ندارد (معین ۳ برادر به نام های مصطفی مرتضی و فتح الله داشت که فتح الله در سال ۱۳۸۲ فوت کرده). و یا اینکه معین در آمریکا دارای چند شرکت بزرگ و چند قمار خانه و مشروب فروشی است. در صورتی که او تنها منبع درآمدش فقط از راه خوانندگی و کلاس های موسیقی می باشد. وی از مشروب متنفر است زیرا او به دین اسلام اعتقاد دارد و نماز خود را ترک نگفته و همیشه با خدای خود در راز و نیاز است و همیشه موفقیت خود را در کمک خداوند به خود می داند.
امروزه معین به خاطر موقعیت بالایی که دارد بیشتر از پیش به آهنگ ها و ترانه هایی که قرار به اجرای آن دارد حساسیت نشان می دهد و از طرف دیگر به خاطر وجود افرادی که هیچ از این هنر والا نمی دانند و فقط صرف داشتن موقعیت مالی بالایی که برخوردارند بیشتر این هنر را به تفریح تشبیه کرده اند کمتر کسی هست که اشعار و آهنگ های مناسب برای معین بسراید و بسازد. به همین خاطر انتشار کارهای جدید از طرف او با فواصل بسیار انجام می گیرد. منبع

گفتگویی با همایون خرم، از همکاران تورج نگهبان: بعد از تو هم در بستر غم میتوان خفت

پژمان اکبرزاده: تورج نگهبان، ترانه سرای ایرانی که از اواسط دهه 1370 در آمریکا ساکن شده بود، در سن ۷۶ سالگی در لسآنجلس درگذشت. تورج نگهبان در سال ۱۳۱۱ در شهر اهواز متولد شد و ترانهسرایی را از سال ۱۳۲۸ با شعری بر روی آهنگ همایون خرم آغاز کرد. همکاری وی با خوانندگانی چون ملوک ضرابی، دلکش، مرضیه، الهه، پوران، عهدیه، هایده، مهستی، بنان، ایرج، پروین و گوگوش ادامه پیدا کرد.
نگهبان در سال های اقامت در آمریکا، تهیه و اجرای مجله ماهوارهای صدا و سیری در ادبیات آهنگین ایران را در تلویزیون AFN برعهده گرفت.
همایون خرم، تکنواز ویلن و ترانهساز، از جمله هنرمندانی بود که همکاریهای گستردهای با تورج نگهبان داشت. وی از آشنایی و آغاز همکاری با نگهبان میگوید: آشنایی من با تورج نگهبان در نوجوانی بهوجود آمد. ما هر دو 17ـ18 ساله بودیم که آقای نگهبان و خانوادهاش و همچنین فامیل ما هم به تهران آمدند و به این شکل موجبات آشنایی ما فراهم شد. من احساس کردم که تورج نسبت به موسیقی خیلی حساسیت دارد و گاهی اوقات هم در مقام خواندن یک شعر، آن را خیلی درست دکلمه میکند. معلوم بود که در آن سنین، شعر و موسیقی برایش خیلی جالب است.
به همین دلیل در همان سن 17ـ18 سالگی در برخی برنامههای آزاد رادیو که از سوی برخی موسسات خیریه (مانند بنگاه حمایت مادران و...) برگزار میشد، و به سراغ من می آمدند، سعی میکردم از شعرهای تورج برای آهنگهایم استفاده کنم.
آهنگهای اولیهی من با شعرهای تورج بود. کم کم او بسیار بالنده شد؛ تا این که من کارهای جدی موسیقی ایرانی را شروع کردم. در آن زمان در ارکستر آقای خادم میثاق به عنوان تکنواز حضور داشتم. خوانندهي این ارکستر آقای رشیدی بود. برای ایشان هم تعدادی کار ساخته شد که شعر تمام این ترانهها، از تورج نگهبان بود. بعدها که من با خانم مرضیه همکاری کردم، تعداد بسیار زیادی از کارهایی که برای ایشان ساختم، با سرودههای تورج نگهبان بود. اولین ترانه آنچه گذشت یا ای گل جلوهی این بستان بودی و سپس ترانهای به نام گمشده، که میگوید: نیمه شبان تنها در دل این صحرا، گمشدهی خود را می جویم.
بعداً همکاری بیشتر ادامه پیدا کرد. با خانم الهه در برنامه ی گلها کارهایی را ساختیم؛ مانند منم مجنون کویت، تویی لیلای لیلا.
همهاش واقعا خاطره است. برای مثال، میخواستیم آهنگی برای خانم مهستی درست کنیم؛ تورج به منزل ما آمد. من روی آهنگ کمی فکر کرده بودم و مختصری از آن را یادداشت کرده بودم. من شروع کردم و او هم به حال و هوایی رفت. به او گفتم که این آهنگ چه حالتی را میتواند القا کند. به مجردی که این را به او گفتم، دست به قلم برد و شروع به نوشتن کرد. به تدریج که جلو میرفت، من حس میکردم که مبین همان احساسی است که من از ساختن این آهنگ داشتم. این آهنگ همان آهنگ بعد از تو هم در بستر غم می توان خفت شد. که همه آن را در برنامهی گلها شنیدهاند و خیلی خوب از کار درآمد. انطباق شعر و موسیقی در کارهایی که تورج بر روی آهنگهای من ساخته، کاملاً مشهود است.
همکاری شما همزمان با وقوع انقلاب متوقف شد؟
در آن زمان خانمها دیگر نمی خواندند. این است که با آقای بهزاد که الان در امریکا هستند یک کاست به نام قافله سالار بیرون دادیم. کارهای دیگری هم داشتیم که بد نیست و هنوز موجود است.
در سال های اخیر چطور؟ آیا علیرغم فاصلهی جغرافیایی زیاد، ارتباطتان با هم حفظ شده بود؟
بله. در تماس بودیم. چون با هم رفیق قدیمی بودیم. همیشه حال هم دیگر را می پرسیدیم. 14ـ 15 سال پیش ایشان به امریکا رفتند. اما مرتب احوال مرا می پرسیدند و من هم همینطور. به خصوص این اتفاق بیماری که افتاد، من از ده پانزده روز پیش مرتب با خانوادهاش تماس داشتم و می شنیدم که در بیمارستان مشغول معالجه هستند؛ که متاسفانه معالجات مثمرثمر نبود.
به نظر شما کارهای تورج نگهبان در ترانهسرایی ایران چه جایگاهی داشت؟
آقای نگهبان جزو معدود ترانهسراهایی بود که نامش با نام آهنگسازانی که مطرح بودند و کارهای ماندگاری کردند، همیشه همراه است. ما سه یا چهار ترانهسرای خیلی خوب و مشخص داریم که یکی از آنها آقای نگهبان بود؛ همچنین آقای بیژن ترقی، معینی کرمانشاهی و تعداد دیگری که آنها هم بسیار خوب بودند؛ مانند کریم فکور، بهادر یگانه،... ولی به هر حال سه چهارتایی بودند که نامشان تقریباً همیشه با آهنگسازان خوب همراه است. منبع

از آثار جدید استاد گلپا چه خبر؟

فرهاد رحیمی: سلام و درود فراوان خدمت تمامی دوستان عزیز و هنر دوست. دوستان بسیار زیادی خواستار اطلاعاتی در مورد کارهای جدید استاد می خواستند که بنده بر حسب وظیفه اطلاعاتی را در خدمت شما دوستان عزیز و ارجمند قرار می دهم.
استاد گلپا چند کار با اقای جلیل عندلیبی دارند که یک کار ضبط شده و آماده هست و یک کار هم فعلا نیمه کاره هست و انشالله در آینده ای نزدیک آماده خواهد شد. البته فعلا به فرمایش استاد از معرفی این دو کار خودداری می کنیم تا انشالله این کارها وارد بازار شود. یک کار هم که چندین سال هست توسط استاد گلپا و به آهنگسازی استاد جهانبخش پازوکی اجرا شده به نام دروغ نگو اینه که این کار هم آماده هست و انشالله در آینده نزدیک این کار هم در دسترس عموم قرار خواهد گرفت. البته این کار یک اجرای خصوصی بسیار زیبا و سرشار از احساس هم دارد که استاد گلپایگانی آن را با ویولون زنده یاد سیاوش زندگانی خوانده اند.
البته چندین کار هم فعلا به استاد پیشنهاد شده که انشالله استاد گلپا پس از بررسی شعر و آهنگ آنها را آجرا خواهند کرد. استاد در انتخاب شعر و آهنگ بسیار وسواس دارند و هر کاری را حاضر نیستند بخوانند و حتما آهنگ و شعر باید با روحیات ایشان سازگار باشد. بسیاری از خوانندگان علاقه دارند که مدام البوم روانه بازار کنند ولی استاد گلپا از جمله خوانندگانی هستند که دوست دارند کم کار کنند ولی کارشان ماندگار باشد.
پس این نوید را به علاقه مندان صدای ماندگار و جاویدان استاد اکبر گلپایگانی می دهم که در آینده نزدیک آلبومی بسیار زیبا از استاد وارد بازار خواهد شد که تمامی عزیزان از شنیدن آن لذت خواهید برد. منبع

فیلم زندگی امین الله رشیدی خواننده قدیمی آماده نمایش است

فیلم مستند عطر گیسو به كارگردانی مهدی رحمانی با هدف به تصویر كشیدن زندگی نامه و آثار امین الله رشیدی خواننده پیشكسوت در 60 دقیقه تهیه و آماده نمایش شده است. امین الله رشیدی گفت: برای ساخت این فیلم مستند، حدود 16 ساعت در لوكیشین های مختلف جلوی دوربین مهدی رحمانی رفتم، كه البته فقط 60 دقیقه از آن در قالب یك فیلم به تصویر درآمد.
وی با اشاره به اینكه 60 دقیقه زمان مناسبی برای به تصویر كشیدن زندگی یك فعال حوزه موسیقی نیست، تصریح كرد: امیدوارم این فیلم بتواند با یك مونتاژ مناسب و در همین تایم محدود رضایت مخاطبان عام و خاص را به خود جلب كند.
این خواننده پیشكسوت موسیقی سنتی ایرانی افزود: عطر گیسو عنوان نخستین آلبوم موسیقیام و كتابی با همین نام است كه پیشتر منتشر شده است. رشیدی ادامه داد: فیلم مستند عطر گیسو محلی را كه در آنجا متولد شدم و زندگی دوران كودكی و نوجوانی ام در كاشان، مسجد گذر بابا ولی، نخستین مكتب خانهای كه در آنجا به آموختن پرداختم، نخستین فرستنده رادیویی كه من در آنجا فعالیت می كردم و خانه روستایمان را به تصویر كشیده است.
وی خاطرنشان كرد: حضور در آرامگاه سهراب سپهری و توضیح درباره كتاب و مقالاتی كه پیش از این به نگارش درآورده ام، بخش های دیگر این فیلم مستند را شكل می دهند. به گفته این خواننده، مستند عطر گیسو به استادان من از جمله محمد دبیر الصنایع و حسن خان نقش پور اراكی در مكتب خانه نیز اشارهای دارد. منبع